پیرمرد پنبه زن

 

پیرمرد پنبه زن

این شغل ، پنبه زنی ( لحاف دوزی ) از اون دست مشاغلی است که به مرور و با گذشت زمان ، در حال انقراض و از بین رفتن است . پیرانی اینچنین ، احتمالن آخرین هایی هستند که به این شغل زیبا، آرامش بخش و سرشار از خاطره ، از دوران کودکی همه ی ما ، می پردازند . ای کاش اینگونه نبود و در این غوغای دیوانه کننده ی دود و ماشین و سرعت و استرس و فست فود ، هنوز میشد ساعتها نشست و به موسیقی دل انگیز اسباب کار این پیرمرد گوش فرا داد و با نوای آن به دنیایی دیگر سفر کرد ، دنیایی که هنوز چنار ها و کاج ها و تبریزی ها به انزوا نرفته اند و گنجشک ها و پرستو ها به محاق . دنیایی که در آن بتوان ، ساعتها کنار جوی آبی که از زیر دیوار کاه گلی باغی خارج میشود نشست و به زمزمه ی راز گونه آب و سنگ و برگ های رقصان در جریان آب گوش فرا داد . کاش میشد ….

منبع عکس : اینجا

آدرس برای فرستادن دنبالک به این مطلب : http://aaryoo.wordpress.com/2008/03/27/nostalgia/trackback/

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته.

5 دیدگاه Leave a comment.

  1. On مارس 27, 2008 at 9:55 ب.ظ رویای آبی Said:

    دورد آریو ، جالب بود ، دنیا در حال تغییر هست خیلی چیزها داره نابود میشه…من هرگز یه پنبه فروش و صدای پنبه زدنش رو از نزدیک ندیدم و نشنیدم
    تشکر از اینکه همیشه به من و وبلاگم لطف داری

    سلام رویا جان . انجام وظیفه میکنم :)

  2. On مارس 27, 2008 at 9:58 ب.ظ رویای آبی Said:

    راستی با مشکلاتی که داشتم موفق شدم شما و دوستان رو وبلاگم لینک بدهم ، سپاس

    اوه ! چه سعادتی است برای این حقیر :)
    ممنون رویا جان

  3. On مارس 28, 2008 at 2:26 ب.ظ 3k30 Said:

    http://3k30.wordpress.com/

  4. On مارس 28, 2008 at 2:43 ب.ظ میثم کربلائی Said:

    good

    لطف داری میثم جان :)
    ارادت

  5. On مارس 28, 2008 at 4:28 ب.ظ Arsin Said:

    سلام سردار :)
    خوبی رفیق ؟
    خیلی سرت شلوغه یا من از چشای قشنگت افتادم ؟
    به هر حال خیلی دوست دارم و ارادت دارم خدمت ت .
    در ضمن عکس رو برای من نمایش نمیده ؟

    سلام راتزل جان . خوبی رفیق ؟ این چه حرفیه داداش؟
    جشای ما که قشنگ نیس اما مطمئنن شما روشون جا داری :)
    در مورد عکس نمیدونم چی بکم ! همه دیده اندش :(
    ارادتمند
    آریو برزن

Leave a Comment