کلونینگ … راه رفتن به روی لبه تیغ

 

 

فکر می کنم دیروز بود که با چند لینک جالب علمی درباره موضوع همیشه داغ کلونینگ برخورد کردم . یکی از اونها خبر از ترکیب کردن دی ان ای سه انسان برای ساخت انسانی تازه میداد و دیگری هم خبر عجیب و ترسناکی بود درباره ترکیب دی ان ای انسان و حیوان در بریتانیا ( همچنین اینجا )
چیزی که در مورد این قبیل پژوهشهای علمی عادی شده موضع گیری سلبی محافل ذاتن محافظه کار چون کلیسای کاتولیک ه . نکته حایز اهمیت اما این ه که موضع گیری و نگاه نسل جوون – به عنوان کسانی که اختیار آینده دنیا به دستشون ه – نسبت به این قضیه چیه ؟

Sheep that have partially human livers, hearts, brains and other organs are shown here at the University of Nevada, in Sparks, Nev., on April 27.

حقیقت اینه که از اونجا که سابقه تاریخی موضع گیری های کلیسای کاتولیک ( به طور اخص ) و محافل مذهبی ( به طور اعم ) در برابر هر نوع نوآوری و حرف تازه ، چندان مثبت نبوده ، نسل جوان – که ذاتن با محافظه کاری مشکل داره – غالبن در این مورد خاص هم به شکل کلیشه ای جانب گروه نوآور و غیر محافظه کار رو میگیره . اما پرسش مهم اینه : آیا واقعن لازم نیست به این مساله خاص کمی عمیقتر فکر بشه و در مورد اون کلیشه ای قضاوت نشه ؟
آیا تابحال به این موضوع فکر کردین که اگه یک انسانی به شکل غیر جنسی و تنها با استفاده از سلولهای » یک و تنها یک انسان» بوجود بیاد تکلیف اون ادم در این آشفته بازار زندگی چیه ؟ اون آدم » حق » داره خودش رو به چه کسی منتسب بدونه ؟ به اون انسانی که از سلول یا دی ان ای اون برای ساخت اون انسان تازه استفاده شده ؟ و یا دانشمندی که مسدولیت پروژه کلونینگ رو بر عهده داشه ؟ آیا به نظر شما زندگی اون آدم زیادی وحشتناک و رعب آور نخواهد بود ؟
میدونم که در جواب گفته خواهد شد که اینها فقط و فقط یه سری آزمایشه ! زیادی جدی گرفتی داستان رو و از اینجور حرفا . اما آیا تا بحال نشنیده اید درباره ی پروژه هایی که اول قرار بوده محدود به دیوار های بلند آزمایشگاههای فوق سری باشند اما به ناگاه سر از زندگی روزمره مردم درآوردند و تبدیل به فاجعه شده اند ؟
تازه این در مورد تولید و پرورش یک انسان از روی دی ان ای یک انسان دیگه است . آیا کسی هست که نسبت به عواقب ترکیب دی ان ای انسان و حیوان نگران نباشه ؟ از یاد نبریم ، موجودی که حاصل این ترکیب ه ( اگر آزمایش موفق باشه و زنده بمونه ) احتمالن بخش هایی از وجودش رو وامدار دی ان ای انسانی خودشه ؛ آیا او قراره مثل ما بفهمه ؟ و اگر بتونه بفهمه ، در این فرایند شناسایی خود و محیط پیرامونی اش ، اگر کشف کنه که نیمی از وجودش حیوان ه ، احتمالن چه واکنشی نشون میده ؟ مقولاتی چون حقوق ، وظایف ، نسبت های خانوادگی و اخلاقیات برای چنین موجوداتی چگونه تعریف میشه ؟
به یاد داشته باشیم که این نگرانی درباره ی امروز و فردا و سال آینده نیست ؛ بحث من درباره پنجاه و سد سال آینده است ؛ رمانی که کلونینگ حیوانات به امری
کاملن عادی بدل شده که تکنولوژی اون در اختیار بسیاری کشور ها هست و حالا رقابت بر سر کلونینگ انسانی و یا انسان – حیوانی شکل گرفته . آیا این مقولات به اون اندازه جدی نیستند تا برای اندیشیدن به اونها اندکی وقت بگذاریم ؟

مخلوق دکتر فرانکن اشتاین

پی نوشت – موقع نوشتن این چند خط ، بی اختیار یاد داستان غم انگیز دکتر فرنکن اشتاین اثر جاویدان مری شلی افتادم . احتمالن فیلم یا داستانش رو دیده یا خونده اید . در پلانی از روایت کنث برنگ از این داستان مشهور، یکی از استادان محافظه کار و بسیار خشک دانشگاه ، خطاب به دکتر فرنکن اشتاین جوان جمله ای رو میگه که بسیار جای اندیشه داره : « آیا وافعن معتقدی این چیز(ی که درست کردی ) برای این زندگی هیولا گونه اش از تو سپاسگزاره ؟ » * . سوال عمیقی ه تا حدی که باور دارم میشه ساعت ها درباره اش بحث کرد یا اندیشید .

*- Do you really believe this thing will thank you for its monstrous birth?

 

Advertisements

The URI to TrackBack this entry is: https://aaryoo.wordpress.com/2008/02/08/cloning/trackback/

RSS feed for comments on this post.

5 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. سلام دوست من
    تازگی با وبلاگت اشنا شدم و خوشحالم از این آشنایی.
    این فیلم رو چند سال پیش دیدم. به نظرم ارزش یک بار دیدن رو داره. من که فکر نمیکنم فرانک اشتاین از کالبد جدیدش راضی بود.
    و اما پستت در مورد این سریال مسخره این روزها!!!
    اینقدر مفتضح و سخیفه که آدم نمیدونه از کجاش بنویسه…
    وای به حال فرزندان ایران که طلایه داران فرهنگش چیزی در چنته ندارند.
    و در آخر: لینکدونی آخرین پدرخوانده با نام وبلاگ شما مزین شد. باشد که دراز باد این آشنایی.

    سلام رفیق . موافقم ؛ مسلمن راضی نبود ( البته فرانکن اشتاین اسم اون دکتر بود . برای مخلوق نامی ذکر نمیشه .
    اون سریال که داد همه رو درآورده :))
    ارادت تقدیم میشود بابت لینک …منهم انجام وظیفه کردم :)

  2. خیلی هم خوبه من یه نفر شکل انجلینا جوتی سفارش می دم !

    :))

  3. عجب اشتباه لپی کردم!!! تصحیح شد.

    بی خیال رفیق … پیش میاد :)

  4. زیاد غم نخور تمام پیشرفت ها اولش با ترس آغاز شدند
    به نظر من که چیز جدید وخوبیست
    فکر کن مرد مرغی،آخوند روباه…
    اونوقت همه به شکی که دوست دارند تبدیل میشن
    من که از همین حالا بگم عقابم

    چی بگم ؟!

  5. اوه! چه‌قدر خوش‌حالم که باهات آشنا شدم. چه وبلاگه خوبی داری. بنده (به عنوان یک زیست‌شناس) فکر می‌کنم اخباری که نقل‌کردی زیاد هم جای نگرانی نداره. در حقیقت قرار نیست یک هیولا با کله‌ی گاو و بدن انسان تولید بشه. بلکه، این موجود کاملاً یک انسان واقعی خواهد بود و تنها بخشی که در چنین موجودی حیوانی‌ست، قسمت‌هایی مانند غشاء سلولی و اندامک‌های درون‌آن است، که اطمینان‌می‌دهم، هیچ‌کدام‌شان، با نمونه‌ی انسانی تفاوتی‌ندارد. تنها چیزی که نگران‌کننده‌است، ژنوم داخل میتوکندری‌ست. چرا که میتوکندری، ژنومی کوچک، و مستقل از هسته‌دارد. ژنوم میتوکندری، البته نقش اندکی در ظاهر زندگی انسان‌دارد؛ چراکه تنهاوتنها قسمتی از پروتئین‌های زنجیره‌ی تنفس‌سلولی را کد می‌کند (بقیه‌ی آن قسمت‌ها، در هسته کد می‌شوند). در حقیقت، بیماری‌های بسیار کمی وجود دارند که ناشی از ناهنجاری ژنتیک میتوکندری‌ست؛ زیرا اکثر ناهنجاری‌های ژنوم میتوکندری، منجر به مرگ سلول اولیه‌ی جنین می‌شود و حتی کار به تقسیم همان سلول اولیه هم نمی‌رسد.
    اما باز هم فکر نمی‌کنم، نتیجه‌ی کار یک هیولا باشد.
    ژنوم انسان، هفتادوپنج‌درسد با ژنوم گاو مشترک‌است. همه‌ی تفاوت‌های عمیق میان انسان و گاو، مربوط به آن بیست‌وپنج‌درسد تفاوت‌است. آن بیست‌وپنج‌درسد هم مقدار بسیاری اندکی از آن نقشی کلیدی در تمایز بین گاو و انسان دارد. مثلاً زنجیره‌ی هموگلوبین انسان و گاو متفاوت‌است (حدود ده-بیست‌درسد تفاوت)، اما می‌توان از هموگلوبین گاو، در سلول‌های انسانی استفاده‌کرد (و بالعکس).
    در این آزمایش‌ها، تنهاوتنها، قسمت‌هایی که میان انسان و گاو (یا حیوانات دیگر) مشترک‌هستند مورد آزمایش قرار می‌گیرند. چرا که مثلاً سلول تخم گاو، بهتر و بیشتر از تخم انسان قابل حصول‌است. اما اگر، قرار باشد روی آن قسمت‌های متفاوت دست‌بگذارند، نتیجه گاوی خواهد بود، با گروه خونی (یا ساختار شش/قلب/جگر…) مشابه انسان، تا بتوان اعضایش را به انسان پیوند زد.
    من بیشتر فکر می‌کنم عناوین ژورنالیستی‌ای که برای این خبرها انتخاب‌شده‌است، بیان‌گر واقعیت‌نیستند.

    برای این کامنت خوبتون ممنونم دوست گرامی . اگر چه هننوز هم نگرانی من رفع نشده است :(


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: