سایه سنگین سیاست بر مدیریت

به دلایل چندی موافق مربی گری علی دایی برای تیم ملی فوتبال در مقطع زمانی کنونی نبوده و نیستم. برخی از این دلایل، در مورد افشین قطبی نیز صادق است. پس از خواندن این چند خط، درخواهید یافت که چرا سپردن کشتی توفان زده ی تیم ملی را در این شرایط به مربیان داخلی اصلن صلاح نمیدانستم و ترجیح میدادم که این مهم به چهره ای شناخته شده، بزرگ و غیر ایرانی سپرده شود.

1- تیم ملی ایران در شرایط فعلی دچار بحران شدیدی است وبرای خروج از این وضعیت اسفبار، نیاز به یک مربی بزرگ، مطرح و کار کشته داشت که بارها و بارها شرایط مشابه و اینچنینی را تجربه کرده باشد، نه چهره ای در حد واندازه های علی دایی که تمام تجربه مربی گری او به اداره ی یک تیم باشگاهی درجه دوی داخلی خلاصه میشود.

2- احتمال عدم توفیق تیم –با توجه به بی سرسامانی مدیریت کلان فوتبال ما- حتا با وجود مربی درجه یک خارجی هم وجود داشت و انتخاب علی دایی برای اینکار با توجه به ذهنیت منفی ای که در ذهن بسیاری از مردم نسبت به علی دایی وجود دارد (به علت اصرار بیش از اندازه ی وی بر پوشیدن لباس تیم ملی) تنها میتواند باعث اتلاف یکی دیگر از سرمایه های فوتبال ما باشد. چرا که قابل پیش بینی است که با اولین نتیجه بد و یا سوء مدیریت از سوی وی در اداره ی تیم ملی، ظرفیت های منفی موجود –که اینک موقتن خاموش اند– فعال شده و دست به تخریب فضای روانی پیرامونی تیم ملی زنند؛ چیزی که از هر سمی برای تیم ملی و مربی جوان آن کشنده تر است.

3- علی دایی بازیکن بزرگی بود و اگر کمی زودتر تیم ملی فوتبال ملی را رها میکرد (همانند خداداد عزیزی) میتوانست علاوه بر بازی های خوب، خاطرات خوبی را هم از خویش در ذهن مردم بر جای بگذارد. افسوس که چنین نکرد. البته هنوز هم دیر نشده بود، اگر برای حضور مجدد در تیم ملی –تحت عنوانی تازه و در شرایطی مشکوک– اینقدر اصرار نمی ورزید.

دایی

به باور نگارنده، کافی بود علی دایی حدود ده سال در سمت مربی باشگاهی فعالیت میکرد تا علاوه بر کسب تجربه و همچنین کسب دانش روز مربی گری فوتبال، از عنصر بسیار مهم «زمان»، برای زدودن ذهنیت های منفی خود ساخته ای که در میان مردم وجود داشته و دارند، بهره میبرد.
در چنین حالتی و با فرض ِمثبت کسب موفقیت وی در عرصه باشگاهی، پس از گذشت ده تا پانزده سال، تیم ملی فوتبال کشورمان، میتوانست از یک مربی ایرانی، با دانش ِ روز فوتبال جهان و همچنین بزرگ و مشهور بهره مند گردد، که به علت تجربیات بین المللی فراوان (به عنوان بازیکن)، همچنین تجربه مربی گری موفق در عرصه باشگاهی (پیش فرض انتخاب وی به عنوان مربی)، بازیکنان جوان و لژیونر ها هم از وی حرف شنوی می داشتند.
آنچه اکنون اتفاق افتاده است اما، مصداق عینی دیگری است از مدیریت غلط، که اینبار از سوی فدراسیون فوتبال کشورمان جلوه نموده است. فرصتی و استعدادی که می توانست پس از گذشت ده سال برای فوتبال کشورمان افتخار آفرین باشد، امروز و با سپردن تیمی که یکی از بدترین شرایط تاریخ خود را تجربه میکند به وی، می رود که به یکی دیگر از استعداد ها و فرصت های سوخته ی ما بدل شود. از یاد نبریم که اگر در این مقطع حساس، سکان مربی گری تیم ملی را به چهره ای خارجی می سپردیم، در صورت عدم موفقیت تیم، که امری بسیار محتمل است، تنها یک تورنمت دیگر را از دست میدادیم. اما اکنون و با انتصاب علی دایی، سرنوشت تیم ملی بحران زده را با سرنوشت یکی از استعداد های فوتبال کشورمان گره زده ایم؛ کاری که جز سوء مدیریت نام دیگری بر آن نمیتوان نهاد.

باز هم تاکید میکنم که انتصاب علی دایی در این شرایط و در این دوره ی زمانی به سِمت مربی گری تیم ملی، نه لطف به تیم ملی است و نه لطف به علی دایی، بلکه سوء مدیریت دیگری است در عرصه تیم ملی و اتلاف و سوزاندن سرمایه ای دیگر، از میان جوانان ایرانی. افسوس که درس نمیگیریم.

علی آبادی و کفاشیان

پی نوشت– اینها همه که گفتم، تنها نگاهی بود به ابعاد مدیریتی و فنی ِمتن ِداستان. اما کیست که نداند حاشیه های سیاسی این انتخاب، بیش از آنچه که باید، در معرض دیدند؟ ازشایعه ی انتساب افشین قطبی به خاندان سلطنتی پهلوی گرفته تا طرح موضوع تعیین کنندگی لابی ها و حمایت های پشت پرده ار نامزد های این سمت از سوی خود آقای دایی در برنامه نود!
گفتنی ها بسیار است اما …

Advertisements

The URI to TrackBack this entry is: https://aaryoo.wordpress.com/2008/03/03/determination-of-football-coach-n-lobbies/trackback/

RSS feed for comments on this post.

7 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. من هم موافقم که انتخاب دایی اشتباه بود. در حال حاضر ظرفیت زیادی برای انتقاد از دایی در افکار عمومی وجود داره و با چند نتیجه ی ضعیف سرنوشتی بهتر از قلعه نویی پیدا نمی کنه.
    راستی «انتصاب» درست نیست؟

    سلام فرزاد جان . متاسفانه با کوچکترین عدم توفیقی سیل انتقادات ه که روی سر تیم ملی و مربی اش هجوم میاره و نتیجه اش هم که کاملن مشخصه .
    راستی ممنون برای تذکرت فرزاد جان . اما این انتساب که من نوشته ام ( توی پاراگراف پایانی به معنی نسبت خانوادگی داشتن ه رفیق ( فامیل بودن ) اما اون انتساب که شما میفرمایی به معنی نصب کردن ( استخدام کردن ) ه
    ارادت :)

  2. باهات موافقم . حتی اگه تو کارش موفق هم بشه باز هم این کار اشتباه بوده .

    چی بگم رفیق ؟ فعلن که همه چی تموم شد ! به همین راحتی !

  3. درود
    دوست عزیز من از زمانی فوتبال یادمه که هنوز علی دایی تو ایران اسمی نداشت، از زمانی که تازه می‌گفتن عابدزاده می‌خواد دروازه‌بان استقلال بشه و … از زمانی که دکتر بیلاردو، آریگوساچی، آریهان و … می‌خوان مربی تیم ملی بشن و بعد یه دفعه یه مربی از همین ایران میاوردن و می‌گفتن الان شرایط مساید نیست و …
    دیگه این حرفا برای من ارزشی نداره و تکراریه.
    و در آخر دیگه، دیگه هیچی.
    بی‌خیال ( هر چند کار درستی نیست ولی خوب دیگه )
    شاد باشید

    راست میگی رفیق . شاید هم باید بی خیال شد … بی خیال :)

  4. سلام سردار :
    کاملا با گفته هات موافقم و متاسفانه با این مسائل این مشکلات حل نمیشه :( و تمامی گفته ها شما مصداق ضرب المثل یاسین تو گوش … خوندنه .

    راست میگی به خدا :(

  5. «این انتساب که من نوشته ام ( توی پاراگراف پایانی به معنی نسبت خانوادگی داشتن ه رفیق ( فامیل بودن ) اما اون انتساب که شما میفرمایی به معنی نصب کردن ( استخدام کردن ) ه
    ارادت»
    نه منظور من اینجا بود:
    «باز هم تاکید میکنم که انتساب علی دایی در این شرایط و در اید دوره زمانی …»

    اووووووه :)) عجب گافی . مرسی فرزاد جان که تذکر دادی . الان اصلاح میکنم :) باز هم ممنون

  6. سلام
    من با شما مخالف هستم، چرا که شما ایراد در مربی میدونی و این درست نیست
    کسی که انتقاد میکنه بایستی یک پیشنهادی هم در کنار انتقادش ارائه بده و شما اینکار رو نکردی
    بنظرمن هر مربی چه ایرانی و خارجی تو ایران مشکل پیدا میکنن واگه مسئولین بخوان بهش گیر بدن چوپ لای چرخش میذارن و هیچ کاری نمیتونه بکنه
    درضمن شما از ناز و افه مربی خارجی و قیمت پیشنهادی اش هم میگفتی بهتر نبود
    بنظرم دایی در این شرایط بهترین گزینه است و تیم ملی ازاعتبار دایی میتونه بهره خوبی ببره و درواقع ما باید مدیون دایی باشیم که این سمت رو قبول کرده

  7. […] ژانگولر گونه! به مربی گری منصوب کرد، در مطلبی تحت عنوان «سایه سنگین سیاست بر مدیریت» و در همین گاه نوشته های آریوبرزن نوشتم که این انتخابی […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: