تن تن یک همجنسگرا است!

«تن تن بی تردید یک گی است؛ [اگر شک داری] از میلو بپرس» این عنوان مقاله ای است که در شماره ی امروز هفتم ژانویه روزنامه بریتانیایی تایمز منتشر شده است. نویسنده این مقاله، آقای متیو پریس بر مبنای شواهدی ادعا میکند که تن تن، خبرنگار جوانی که چهره محوری سری داستان های ماجراهای تن تن و میلو (در نسخه انگلیسی ماجراهای تن تن و سفید برفی) است یک جوان همجنس خواه (هموثکثوال، گی) است.
این شخصیت تخیلی که آفریده ی ذهن آقای ژرژ رمی (با نام هنری هرژه)، داستان نویس مشهور بلژیکی است، به قدری در سرتاسر جهان محبوب است که مجموعه ی کمیک استریپ هایش به بیش از 50 زبان زنده ی دنیا برگردانیده شده و تاکنون بیش از 200 میلیون نسخه فروش قانونی داشته است.
این مقاله که به بهانه ی هشتادمین سالگرد انتشار نخستین داستان از این مجموعه به چاپ رسیده است، حاوی استدلالات و مستنداتی است که اگر چه همه و همه برمبنای قضاوت بر کتاب های تن تن و میلو بوده و معتبر مینماید، اما از آنجا که شخصیت تن تن و سایر کاراکترهای این مجموعه، شخصیت هایی غیرواقعی و تخیلی اند، شاید برای برخی خوانندگان عجیب و خنده دار جلوه نماید، اما از آنجا که این داستان ها بسیار جذاب اند و در کشور ما ایران نیز طرفداران و خوانندگان بسیاری داشته و دارند، بهتر دیدم، گزیده ای از این مقاله جالب را به پارسی برگردانم. لینک مقاله ی اصلی در تایمز نیز برای علاقه مندان به مطالعه ی نسخه کامل این متن، پیوست این یادداشت شده است.

در زیر گوشه هایی از استدلالاتی که آقای متیو پریس، نویسنده ی این مقاله در تایید ادعای خود آورده است را از نظر میگذرانیم:
یکم- در تمامی مجموعه داستان های تن تن و میلو، نه تنها این خبرنگار جوان هرگز با زن یا دختر جوان و جذابی درگیری و بده بستان عشقی و عاطفی پیدا نمیکند بلکه اساسن در این داستان ها ردی از زن یا دختری با این مشخصات وجود ندارد، گویی که تمام سفرها و ماجراهایی که بر تن تن میگذرد در سیاره ای رخ میدهد که زن و دختری جوان که دل از وی برباید در آن وجود ندارد.
دوم- تمامی دوستان نزدیک تن تن را مردان مسن تر از وی تشکیل میدهند:
کاپیتان هادوک، یک دریانورد ثروتمند مجرد و بازنشسته که در خانه ی قصر مانندش به تنهایی و با تنها پیشکارش که مردی مسن است و گاهی نیز با تورنسل زندگی میکند و تن تن نیز بسیار به دیدارش می رود.
پروفسور تورنسل (در ورژن انگلیسی با نام پروفسور کلکیولِس)، یک دانشمند مسن، با اختراعات و پژوهش های عجیب و غریب، که او نیز مجرد است.
دوپون و دوپونت (در ورژن انگلیسی تامسن و تامپسن) دو پلیس سبیلو، تاس، مضحک و ابله که در آنها نیز هیچ میلی به جنس مخالف دیده نمیشود.
بی تردید تنها زنی که در این مجموعه داستان های مصور با تن تن دوست است، یک خواننده اپرا، به نام بیانکا کاستافیوره، مشهور به بلبل میلان است. زنی میانسال، با سنی بیش از 50 سال، گردنی کلفت با غبغب پرگوشت، که از آن تیپ* زنان دیگرجنس خواهی (هتروثکثوال) است که علاقه مند به برقراری رابطه دوستی با مردان همجنس خواه (هموثکثوال) است.
سوم- تن تن هرگز در طول مجموعه داستان هایش به پدر و مادر خود اشاره ای نمیکند. در داستان های تن تن و میلو هرگز رد و نشانه ای از پدر و مادر تن تن به میان نمی آید و او نیز هرگز یادی از آنان نکرده و برایشان ابراز دل تنگی نمیکند. این پدیده به باور روانشناسان میتواند مهر تاییدی دیگر بر این نظریه باشد که تن تن یک همجنس گراست. به باور روانشناسان، پسران جوان همجنس گرا عمومن در مورد کنار آمدن با این حقیقت که دارای پدر و مادری واقعی هستند دچار مشکل اند. دانشمندان علم روانشناسی، پدیده ی «سندروم بچه ی جابجا شده» را در خیالات و توهمات پسران همجنس خواه بسیار شایع و رایج میدانند.

4- بی گمان تنها کاراکتر اصلی مجموعه داستان های ماجراهای تن تن و میلو که به شدت نسبت به جنس مخالف مشتاق و آرزومند است، سگ سفید و کوچولوی تن تن یعنی میلو (در ورژن انگلیسی سفید برفی) است. او بر خلاف صاحبش که هرگز میلی به زنان و دختران جوان و زیبا نشان نمیدهد و در میان حلقه ی دوستانش نیز اثری از هیچ زن جوان و جذابی وجود ندارد، از هر فرصتی که بدست می آورد برای آزمودن بخت خود برای جلب توجه و محبت سگ های ماده استفاده میکند که البته متاسفانه در بیشتر موارد، تلاش های او به واسطه ی مانع تراشی های صاحب گی اش ناموفق میماند.
کسی چه میداند؟! شاید هم دقیقن به همین دلیل باشد که نویسنده ی مقاله در روزنامه ی تایمز، برای یادداشت خود این عنوان را برگزیده است: «تن تن بی تردید یک گی است؛ [اگر شک داری] از میلو بپرس» چرا که یک نر ِعلاقه مند به جنس ظریف، که مجبور به همراهی و همگامی با یک نر ِ بی تفاوت به زنان شده است، بی تردید بیش از هرکس دیگری، طعم تلخ بر باد رفتن فرصت همکلامی با زنان و صید دل ایشان را، که در پرتو بی علاقگی دوستِ همراهش بدو تحمیل شده است را درک میکند…
آیا تابحال از این زاویه به زندگی تلخ و دردناک میلو نگریسته بودید؟
* fag-hag

Advertisements

The URI to TrackBack this entry is: https://aaryoo.wordpress.com/2009/01/07/tin-tin-is-gay/trackback/

RSS feed for comments on this post.

25 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. faghat ie zehn e bimar mitoone injuri estentaj kone

    چه عرض کنم! خاص و عجیب بودن سوژه مقاله به نظر من لزوم طرح اون رو در وب فارسی ایجاب میکرد. به شما هم پیشنهاد میکنم زیاد حساس نیاشید و افکار رو قضاوت اخلاقی نکنید. به هر حال آزادی بیان همینه دیگه. نمیشه که بگیم آزادی بیان داریم اما هر کس مورد پسند ما حرف نزد رو تخریب کنیم که. اینطور بهتر نیست؟ :)

  2. در این صورت یه جایی تو داستان‌های تن‌تن نشانی از پارتنرش پیدا می‌شد. نمی‌شد؟

    والله چه عرض کنم! نویسنده این مقاله ظاهرن فرض رو بر این گرفته که هر مرد جوونی اساسن باید دنبال زن باشه و اگر نباشه این احتمال فی ذاته مطرح خواهد بود که ایشون همجنسگراست! نمیدونم این استدلال تا چه حد درست ه اما با توجه به ممنوعیت ترویج همجنسگرایی به خصوص 70-80 سال پیش ( و حتا در حال حاصر در بسیار ی از نقاط جهان) میشه این فرض ایشون رو تاحدودی درست دونست. اما باز هم میگم (در ادامه پاسخ به کامنت پیشین) که این مقاله برای من بسیار عجیب بود برای همین کمی از قطعیت تیتر اصلی کاستم و یک علامت تعجب هم تهش افزودم تا کمی موضع تعدیل بشه.

  3. zehne adami ta koja ha ke nemire

    راستش رو بگم من خودم هم از خوندن این مقاله کمی تعجب کردم. اما به هر حال حقیقت اینه که در یک فضای منطق گرا و علم گرا راه برای ارائه همه نوع اظهار نظری بازه.

  4. مرسی. مقاله خوبیه.

    چاکریم :)

  5. حق
    درود
    به عنوان يکي از علاقمندان جناب تن تن که در کودکي کتابهايش را خوانده و حالا هم DVDهايش را دارم، موضوع برايم جالب بود و خوب اينطور نگاه نکرده بودم. ولي مواردي که ذکر شده در داستان ديده مي‌شود!
    به ذهنم زد که این درست که تن‌تن يک شخصيت خيالي است ولي‌ مرحوم هرژه که خيالي نيست! بالاخره خالق اين شخصيت است و….
    به هر روي سپاس.
    گهگاهي هم ميهمان آشيان کمترين باشيد.

    اتفاقن من هم به همین نکته ای که شما بهش اشاره فرمودید فکر کرده بودم ;)
    راستی.. آدرس وبلاگتون رو ندادید که سر بزنیم رفیق :)

  6. در واقع من مدت ها پیش در وبلاگم این موضوع رو مطرح کرده بودم
    به علاقه تن تن به چانگ پسر جوان چیتی در گل آبی و تن تن در تبت و نیز رو در معبد خورشید توجه کنید؟
    تنها جایی که تن تن احساساتی از خود بروز میدهد زمان گم شدن چانگ یا در خطر قرار گکرفتن زو هست.

    جدن؟ خوب بود لینک مطلب رو که نوشته بودید هم پیوست این کامنت میکردید دوست من :)

  7. عاليه! كلي حرف واسه گفتن داره ;)

    :) بیشتر توضیح میدی چه برداشتی کردید؟

  8. |آريو جان مطلب بدون شک در خور توجه و جالب بود، ضمناً تن تن ممکنه به خاطر اين افشاگری در ايران ممنوع الخروج بشه، فکر اينو کرده بودی ?!
    :))

    لطف داری شما :)
    مگه وارد کشور شده اند ایشون؟ ;)

  9. از کل مقاله که بگذریم آخرش از همه جالبتر بود:
    زندگی تلخ و دردناک…
    بلاخره یکی پیدا شد که گی بودن و لز بودن رو نشانه تمدن و تفاخر و روشن فکری و موج مثبت و نبوغ و احساسات و ذات و طبیعت بشری و اعتقادات ماتریالیستی و اعتقادات کاتولیکی و پیروی از فلسفه مولوی و حافظ و … نمیدونه و به از اون به عنوان تلخی و دردناکی زندگی یا حتی سندروم یاد میکنه.
    خوشحالم.

    من البته شخصن برای کسانی که این رویه زندگی رو برگزیده اند احترام قائلم، مثل هر کس دیگری که به گونه ای دیگر و بنا به خواست و علاقه خود زندگی میکنه. هر چند از نظر من این رویه عجیب و غیر قابل تصور و پذیرش باشد اما به هر حال قرار نیست که دیگران به خواست دل ما و به شکل مورد علاقه ما زندگی کنند که! هر کس مالک و مسئول زندگی خودش است. به قول معروف قدیمی ها، من رو که توی گور اون نمیخوان بذارند که!

  10. اما از اینها که بگذریم بد نیست هموطنان …. برای آقای هرژه بزرگداشتی هم برگذار کنند:دی (فقط نقلی از جکهای متداول عامه بود سخت نگیرید!).

    ای بابا! از این حرفا نزن که مجبورم سانسور کنم دیگه رفیق :)

  11. تو کف اینم که این غربیها چقدر به پوچی رسیدن. به شخصیت محبوب دوران کودکیمان هم رحم نمی کنند. حالم از این مدرنیته به هم میخوره واقعا! به خودشون میگن متمدن در حالیکه بویی از انسانیت نبرده اند (میبینید چه خوب بلدم همه چیز رو به هم ببافم ؟! اگه ولم می کردید به احساس انزجارم نسبت به انقلاب های مخملینهم هم می رسیدم)

    چه ربطی به پوچی داشت عزیز جان؟!

  12. 1. همجنسگرایی یک انتخاب نیست که کسی بخواد چینین روش! زندگی ای رو گزینش کنه
    2. بیچاره تن تن که اگر همجنسگرا بوده ببین از دست هوسبازی های میلو چی می کشیده و چه آزاری از رفتار و تحمل رفتارهای میلو می دیده
    3. در پاسخ یکی از خواننده ها نکته ی جالبی رو گفتی، در فضای 80 سال پیش که هموفوبیا خیلی بیشتر از حالا بیداد می کرد همین که با نکاتی ظریف به همجنسگرا بودن یک شخصیت حتی تخیلی اشاره بشه نتنها کار عجیب و غیر قابل باوری نیست بلکه می شه شجاعانه و منطقی هم خوندش
    4. متشکر از ترجمه ات و در کل نظراتت هرچند اشکالاتی داشت اما همین که به این موضوع پرداختی جای تقدیر و تشکر و دستمریزاد داره.

    1- حق با شما باید باشه به گمونم.
    2- چرا؟ تن تن که مجبور نبوده به خواسته های سگش تن بده! سگ بیچاره باید مطابق میل صاحبش رفتار میکرده.
    3- مخلصیم
    4- خواهش

  13. […] ــجـــ ــنـ ـــس گـــ ــرا است « AARYOO’s blogَ » لینک به منبع تذکر: منبع غیردگرباش […]

    عزیز جان این منبع غیر دگرباش است یعنی چی ؟ یه توضیحی میدی؟

  14. این مطلب رو تو وبلاگ قبلیم یعنی به نام خورشید داشتم که بنا به دلایلی پاک شد……
    اما فکر کنم درافتشو رو هارد خونه دارم
    چک میکونم و منتشر دوباره!

    در ضمن غیر دگر باش یعنی شما دگر باش نیستی
    و دگر باش هم کسیه که از لحاظ تمایلات جنسی با شما متفاوته! یعنی همیا تن تن مثلا

    کار خوبی میکنید. باید جالب باشه.
    در ضمن ممنون برای توضیح واژه تخصصی. من جدن متوجه نشده بودم این لفظی که این دوستمون توی توضیح انعکاس این نوشته توی وبلاگشون نوشته اند معنی اش چیه! باز هم سپاس :)

  15. البته این موضوع جدیدی نیست . کتاب تن تن در تایلند ( که یک کتاب ساختگی هستش ) بر پایه ی همین موضوعه .
    در کل باید رده سنی این مجموعه رو در نظر گرفت و البته با نویسنده اش هم آشنا شد و ژانر کتابها رو هم در نظر گرفت و از مجموعش نتیجه گرفت .
    تن تن در تمام مدت مشغول کشف معما و دست و پنجه نرم کردن با گنگستر ها و طبیعت وحشی و بالارفتن از کوه و تعقیب و گریز توی بیابون و اینجور کارهاست . دیگه این وسط وقتی برای اون مسائل نمونه .
    و چقدر کار سطح پایین می شد اگه نویسنده می خواست به این افکار منحرف هم فکر کنه و برای جلوگیری از اینکه یه عده بگن تن تن گی ـه و این نظریه به وجود بیاد ، ورداره ۲-۳ تا فریم از ماچ و بوس بچپونه تو داستان و ۲-۳ تا فریم هم قبل از شروع داستان با این مضمون که : خانم من دارم می رم سر کار . احتمالا سر از سرزمین مخوف مایا یا صحراهای عربستان در میارم . کاری نداری ؟
    چرا سر راه که بر می گردی یک کیلو سیب زمینی بخر :|
    کلا هرژه آدم تنهایی بوده و این تنهایی تو کارهاش هم هست . علاقه ای هم که یکی از دوستان بین اون پسرک چینی و تن تن هست در ماجرا ، از زندگی واقعی هرژه نشئت می گیره . نه اینکه اون عاشق پسری بوده باشه ، بلکه برای ادای دین به دوستی صمیمی بین خودش و یکی از رفقای چینیش این شخصیت رو بوجود میاره .
    این نظریه به شکل چندش آورتری (!) در مورد بتمن هم وجود داره که خوشبختانه نویسندگان و خالقینش در حیات به بودند و اعلام کردند چنین چیزی نیست .
    موفق باشید

    ممنون دوست گرامی برای اینکه اهمیت دادید، وقت گذاشتید و این کامنت بلند اما جالب رو نوشتید. بسیار سپاسگزارم ازتون :)

  16. چقدر ایراد تو این فعل ها هست :d شرمنده سریع تایپ کردم جمله بندی از دستم رفت

    :)) بی خیال. معنا مهم ه. ظاهر رو ولش

  17. آریو جان با این استدلال نویسنده‌ی مقاله، نه تنها تن‌تن بلکه، هادوک، دوپونت و دوپونط، راستاپاپولوس، ژنرال تاپیوکا، نستور و … هم گی هستن، فقط می‌مونه میلو، پروفسور و ژنرال آلکازار زن‌ذلیل.

    احتمالاً نویسنده‌ی مطلب جیمز‌باند زیاد نگاه می‌کرده ;)

    آخه شما به یک بعد این تحلیل توجه نکردی. راوی داستان داره زندگی تن تن رو به تصویر میشکه و ما در طول داستان همیشه با تن تن همراهیم اما با کسانی چون دوپونت ها یا هادوک و … نه.در بعضی داستان ها توی برخی سکانس ها میان و میرن.
    یک نکته دیگه هم اینکه تن تن جوونه و اونها هیچ کدوم نیستند و اصولن میل به زن در نزد جوون ها خیلی بیشتر از میانسالان ه
    چاکریم درضمن دن ورتیگونه :)

  18. ممنون از توضیحی که دادی آریو جان، ولی من همچنان قانع نشدم.
    ببین آریوی عزیز، مساله جوانی تن‌تن، باعث نمیشه که همه‌ی کاراکترهای اصلی مجموعه فراموش بشن. میشه گفت هرژه، کوچکترین نشانه‌ای از گذشته‌ی زندگی خصوصی شخصیت‌هاش به ما ارائه نمی‌ده، نمی‌دونیم هادوک ِ میان‌سال، زن داشته، بچه داشته یا داره، زنش رو طلاق داده، زنش رو کشته، اصلاً ازدواج کرده یا ….
    نمی‌دونیم تورنسل زن‌داشته، بچه‌داشته یا داره، اصلاً ازدواج کرده، نوه داره یا نداره و …
    همین‌ها رو درباره دوپونت و دوپونط نمی‌دونیم. این موضوع (عدم وجود زن در زندگی)مختص به تن‌تن نیست. همه‌ی کارکترها اصلی داستان کم و بیش چنین وضعیتی دارند. حالا میشه در مورد تن‌تن به موضوعات عاشقانه اشاره کرد و در مورد بقیه به موضوع زناشویی.
    راستش این که تن‌تن گی باشه یا نه، برای من اصلاً اهمیتی نداره ولی برداشتم اینه که دلایل ارائه شده برای این نتیجه‌ گیری ناقصه و اگر بر اساس اونا بشه حکم به گی بودن تن‌تن داد، بر پایه استدلال‌های مشابه این حکم رو میشه به اغلب شخصیت‌های داستان تعمیم داد.
    در مورد جمله‌ی پایانی «میل به زن در نزد جوون ها خیلی بیشتر از میانسالانه» تو مملکت ما که کاملاً برعکسه رفیق، باور نداری از سردار زارعی و دکتر مددی و بقیه بپرس ;)

    در مورد اینکه آقای هرژه وارد جزییات زندگی کاراکتر هانمیشه با شما موافقم و از این نظر که ما هیچی در باره ی زندگی کسی همچون هادوک که بعد از تن تن مهمترین کاراکتر مجموعه است نمیدونیم کاملن حق رو به شما میدهم و این ایراد رو به استدلال آقای پریس (نویسنده مقاله) وارد میدونم اما یک جنبه دیگر استدلالی که در کامنت پیشین ذکر کردم همچنان بی پاسخ مونده: اینکه ما همیشه در طول داستان ها با تن تن همراهیم پس لااقل باید از اینکه از دیدن فلان دختر هیجان زده شده یا اینکه به فلان زن علاقمند شده ردی در داستان ها میدیدیم اما میشه در مورد سایر شخصیت ها این فرض رو در نظرگرفت که چون سنی ازشون گذشته، این جور ابعاد زندگی شون کمتر ه (هیجان زده شدگی) و به حدی قابل کنترل شده که بشه جلوی دوست جوانشون (تن تن) اون رو پنهان کنند و برای لحظات تنهایی خودشون بگذارند. نمیدونم تونستم برسونم منظورم رو یا نه!
    در مورد آخرین جمله ات هم همینو بگم دن عزیز که مردم از خنده :))

  19. «faghat ye zehne bimar mitoone intori estentaj kone»
    به نظر من هم همین طوره !! این خیلی استدلال عجیبی هست و فقط برای پر کردن کاغذ سفید نوشته شده است و هیچ پیامی حتی طنز هم ندارد . اما اگر بخواهیم از جنبه ی آزادی بیان ببینیم فعلا می گویم می توان آن را پذیرفت و از کنار آن گذشت . شاید در آینده بتوانم تخصصی تر بیان کنم D:
    » بی خیال. معنا مهم ه. ظاهر رو ولش»
    به نظر من که ظاهر خوب موجب جلب توجه بیش تر به محتوا می شود.

  20. حق
    درود
    شرمنده، نشاني داده بودم ولي‌ نمي‌دانم چرا…؟!
    drnr.wordpress.com

  21. گی ها دوست دارند که خودشون را به در و تخته و زمین و زمان بکوبند که ثابت کنند فلانی یا بهمانی هم گی هست. خوب حالا تن تن fag باشه یا نه, واسه کی نون شب میشه؟

  22. با سلام
    خیلی واسه من جالب یود و مایه تاسف!
    این شخصیت خیالی که مورد علاقه خیلی از بچه هاس، اولا که جناب نویسنده مقاله چه دلایل محکمی واسه حرفش ارایه داده بود: «چون زنی در زندگی تن تن نیست پس!!!! هم جنس گراس!»
    پس هرکس زنی تو زندگیش نیست همجنس گراست!!
    به نظر من نویسنده بیشتر افکار درونش رو اعلام کرده:
    اگه یه دفعه یه جایی گیر افتادین که زن گیرتون نیومد اصلا ناراحت نباشین،میتونین…
    آقا اصلن گیرم که هم جنس بازه، تا یکی مثل تو اینو نگه مطمين باش بچه های معصوم به این چیزا فکر نمی کنند.
    گاهی وقتا وقتی خبر گیر نمی یاد ممکنه بدیهی ترین اصول هم زیر سوال بره:
    قافیه چو به تنگ آید…شاعر به جفنگ آید!!

    نمیدونم چه عرض کنم! به هر حال اونجا دنیای آزاد ه و هر کس هر نظری داره با آرامش خیال بیان میکنه. دیگران هم اگر خواستند نظر ایشون رو نقد میکنند.
    در ضمن بچه های الان مثل بچگی های من و شما نیستند که ساده باشند و هیچی ندونند :)) الان به لطف کامپیوتر و اینترنت بچه ها همه چی رو شنیده اند :)

  23. سلام خیلی جالب بود ولی از اون جالبتر اینکه شما وقت میزارید به تمام کامنتها جواب میدهید من قبلن هم به وبلاگ شما سرزده بودم و مطالب وکامنتها راخوانده بودم,به نظرم مصداق بارز حاشیه مهمتر از متن است.موفق باشید

    سلام
    به نظر من جواب دادن کامنت ها کمترین خدمتی ه که به کسی که لطف میکنه و کامنت میذاره میشه کرد.
    ارادت :)

  24. با خوندن اين مطلب من هم دقيقاً ياد چانگ توي تن‌تن در تبت افتادم. تا اونجا كه يادمه تنها جايي كه احساسات شخصي تن‌تن بروز شديدي داره همون‌جاس.
    اگه حافظه ام ياري كنه ماجراي چانگ و تن تن از رابطه اي واقعي تو زندگي خود جناب هرژه الهام گرفته شده بوده كه اين موضوع رو تا حدي جالب تر هم مي كنه.

    یکی دیگه از دوستان هم به این موضوع به گمونم اشاره کرده بود. البته من خودم در این مورد اطلاعاتی ندارم (منظورم رابطه تن تن و چانگ ه)

  25. سندروم بچه ی جابجا شده دیگه چی هست ؟

    ظاهرن جوانان و نوجوانان همجنسگرا با این حقیقت که از پدر و مادری بوجود آمده اند نمتوانند به راحتی کنار بیایند و به همین دلیل معتقدند که آنها به نوعی بچه سر راهی هستند که پدر و مادرشان آنها را به فرزندی پذیرفته اند. این نوع ناهنجاری روانی را اصطلاحن سندروم بچه جابجاشده یا سرراهی مینامند.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: