مرگ پیرمرد، راز گنج او را گشود

برندا، یک بیوه زن هفتاد ساله بریتانیایی، تنها پس از مرگ شوهرش آقای دِوی رولند، توانست به حس کنجکاوی کهنه و چندین ده ساله ی خود پاسخ گوید و سر از راز شوهر ِدرگذشته اش در بیاورد.
او سالهای سال شاهد بود که شوهرش به آلونکی در اطراف خانه میرود و جعبه ای سحرآمیز، که چیزهایی به ظاهر بسیار گرانبها و ذی قیمت در آن هستند را قفل گشایی میکند، و پس از ساعتها تماشای آنها، به تنهایی و در همان آلونک، دوباره در همانجا مخفی شان میکند.
او هر بار که از شوهرش در مورد محتویات آن جعبه پرسیده بود با پاسخ مودبانه اما منفی وی در مورد این راز مواجه شده بود و همین موضوع در تمام آن سالها، زن را آزار داده بود.
شانس و اقبال اما، با خانم رولند یار بود چرا که همسرش پیش از وی بدرود حیات گفت. مرگ شوهر 77 ساله، اگر چه برای او تلخ بود، اما این خوبی را نیز داشت که پیرزن عاقبت برای پرسش قدیمی اش پاسخی می یافت.
اتفاق شگفت انگیز روزی رخ داد که برندا به قصد تمیز کردن آلونک درون باغ، به آنجا رفت و ناگهان با جعبه اسرارآمیز شوهرش مواجه شد. با هیجان و دلهره عجیبی، قفل در جعبه را گشود.

باور کردنش برای برندا بسیار سخت بود… در جعبه ی مرموز دِوی، چیزی نبود جز مشتی اسباب بازی کهنه و قدیمی! یک قطار کوکی، مشتی تیله ی شیشه ای، تعدادی آدمک و باغ وحش اسباب بازی، تعدادی حروف الفبای انگلیسی و یک خانه کوچک!
پیرزن آنچه را که با چشمانش می دید باور نمیکرد… گنج رازآلود، اسباب بازی های دست ساز دوران خردسالی شوهرش، مربوط به دهه بیست و سی میلادی بود. اشیایی که از آنها تا هنگام مرگ، عاشقانه نگهداری کرد.

لینک خبر این داستان شگفت انگیز را در روزنامه تلگرف چاپ بریتانیا ببینید.

پ.ن- با خوندن این خبر بی اختیار یاد شاهکار برجسته ی سینما همشهری کین ساخته ی جناب اورسن ولز و نوشته ی هرمان جاکوب منکیه ویچ افتادم.

The URI to TrackBack this entry is: https://aaryoo.wordpress.com/2009/01/26/old-man-and-his-old-treasury/trackback/

RSS feed for comments on this post.

5 دیدگاهبیان دیدگاه

  1. :-d
    بیچاره پیرزنه انتظار همه چیو داشته مگر اسباب بازی!!
    چه دل روشنی داشته پیرمرده.

    سد در سد موافقم با هر دو بند گفته ی شما :)

  2. پیرمرد با کودک درونش عاشقانه سالهای سال همزیستی مسالمت آمیز و لذت بخشی داشته است . خوش به حالش و خدایش بیامرزاد

    کاملن درسته. ایشان از اون دست انسان های خوش بختی بوده اند که هرگز اجازه نداده اند کودک درونشان زیر گرد و غبار روزگار و بزرگسالی مدفون شود :)

  3. با خوندن اين مطلبت رفتم يک ساعتی گشتم و کلی خرت و پرتهای دوران بچه گی رو پيدا کردم و 2 ساعتی باهاشون پلکيدم، توصيه ميکنم حتماً اين کار رو بکني آريو
    ، کلی حال ميده و آدم رو ميباره به اون دوران، بد نيست کودک درونمون بعضی وقتا يه تکونی بخوره.

    راستش من خیلی به این کار علاقه دارم اما واقعن نمیدونم در صورت وجود کجا هستند :(

  4. […] مرگ پیرمرد، راز گنج او را گشود برندا، یک بیوه زن هفتاد ساله بریتانیایی، تنها پس از مرگ شوهرش […] […]

  5. […] مرگ پیرمرد، راز گنج او را گشود برندا، یک بیوه زن هفتاد ساله بریتانیایی، تنها پس از مرگ شوهرش […] […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: